آذربایجانیم

باغ عدن(بهشت پنهان)

بله.دانشمندان با تلاش و تحقیق فراوان  توانستند نشانه هایی كه در تورات بیان شده را با حقایق علمی و تاریخی تطابق بدهند.

آیا این ناحیه كشف شده است؟

بله.آخرین دانشمندی كه روی مبحث باغ عدن كار كرده و سرانجام آن را یافته است “پروفسور دیوید رول” می باشد.این دانشمند با استفاده از یافته های دانشمدان قبلی و  یافته های خود  این ناحیه را شناسایی كرد و با چاپ مقاله ای به نام  “من در باغ عدن بودم ” جنجال زیادی در جهان به پا كرد


بهشت عدن كجاست؟

طبق یافته های دانشمندان این ناحیه همان آذربایجان است.محل دقیق بهشت عدن در قلب آذربایجان یعنی تبریز است.

مختصری از نشانه هایی كه در تورات درباره بهشت عدن آمده است:

آیات 10تا 14 فصل دوم عهد عتیق را بخوانید در آنجا میگوید که عدن سرچشمه چهار رودخانه را در خود دارد “فرات” و “هیدکل”(که همان تیگریس به زبان عبری است) و نیز ” گیهون” و ” پیشون” در مورد دو رود اولیه بحث فراوان است اما دیوید رول بر این عقیده است که هویت وافعی گیهون و پیشون توسط رجینالد واکر روشن شده است واکر یافته های خود را در خبر نامه کلوب تاریخ باستان و قرون وسطی منتشر کرد . در ادامه پیتر مارتین گزارش گر ساندی تایمز که همراه رول بود مینویسد: اجازه بدهید یافته های واکر را بررسی کنیم درست در شمال شرقی جای من و رول به عدن مورد نظر خود وارد شدیم رودی به نام آراز(ارس) در گذر است این رود قبل از استیلای اعراب بر ایران در قرن هشتم میلادی نیز “جیحون”نامیده میشد که معادل”جیهون”گیهون عبری است در پی تحقیقات خود رول با شگفتی دریافت که در قاموس انجیلی این رود “جیحون-آراز” ثبت شده است اما در مورد چهارمین رودی که در عهد عتیق از آن نام برده شده یعنی “پیشون”واکر در این معتقد است که این رود همان “اوزن”اوزیون است که در زبان عبری به پیشون تبدیل شده یعنی u به pو zبه shمبدل گشته است واگر در یکی از نقشه ها یش به کشف دیگری نایل آمد روستایی به نام ” نقدی” “نقدی”آیا نام این روستا میتواند اثری از سرزمین نود جایی که قابیل پس از کشتن هابیل به آنجا تبعید شد باشد جایگاه روستای نقدی با روایت کتاب عهد عتیق کاملا هم خوانی دارددر سرزمین نود  در شرق عدن قرار دارد




بخشی از مقاله “من در بهشت عدن بودم” به نوشته “پروفسور دیوید رول” :
وقتی پرفسور رول به همراه پیتر مارتین برای اولین بار وارد شهر تبریز رول به مارتین گفت: آنجا را نگاه کنید کوه ماورای شهر قرمز رنگ(عینالی داغی) است و در نور خورشید بازتابی سرخ گون دارد رول گفت: ببینید کوه از خاک سرخ است کلمه” آدم” در زبان عبری یعنی “مرد خاک سرخ” هر اسطوره و افسانه ای باید ماده خام خود را داشته باشد به نظر او آثار سفالین به دست امده نشان میدهد که سلاله آدم از باغ عدن (منطقه تبریز_اسکو)به سوی جنوب مهاجرت کرده اند. به هر حال مطالب بالا نشان از تمدن دیرینه تبریز و اطراف آن دارد تا جائیکه تاریخ پیدایش این شهر را  در تحقیقات پرفسور رول به زمان حضرت آدم میرسد . گفتنی است که سرزمین تاریخی و طبیعت زیبای تبریز و اطراف آن قرنها پیش مورد توجه شعرا و جهانگردان بوده است به نظر جکسن این ناحیه یعنی آذربایجان یکی از حاصلخیزترین نواحی سراسر ایران و در خور  لقب ” بهشت ایران” است در واقع تمام این ناحیه سزاوار ستایش است  که اوستا درباره ناحیه بزرگ ائیریانه وئجه (ایران ویج)یا آذربایجان کرده است .آنجا که از این مرز و بوم به عنوان نخستین و بهترین جایی که اورمزد آفرید یاد کرده است.
منبع:روزنامه همشهری

پروفسور «رول» حضرت نوح(ع) را در منابع مختلف پیدا می كند. تاریخی بر سیل بزرگ (توفان نوح) می گذارد. مسیر سفر نوح را تعقیب می كندبه رشته كوه های زاگرس می رسد و از دشت سومر سر در می آورد.
صرف نظر از اعتقادات مذهبی ما كه برای حضرت آدم و حوا(ع) به تعبیر قرآن حكایت دیگری داریم اما در یافته های این پروفسور اگرچه بر آدم و حوا(ع) اشاره شده اما ظاهراً مراد از آدم، انسانی است كه برای نخستین بار زندگی اجتماعی را آغاز كرده است.این گزارش را پیتر مارتین، گزارشگر نشریه معروف ساندی تایمز(ساندی تایمز) نگاشته است. علاوه بر این گزارشگر، یك مترجم ایرانی نیز، پروفسور رول را همراهی كرده است.
دیوید رول، باستان شناس معروف مدعی است كه بهشت عدن واقعی را در آذربایجان یافته است.
پیتر مارتین، گزارشگر مجله ساندی تایمز، دیوید رول را همراهی كرده و بخشی از ایران را با وی گشته است تا ردپای آدم را در آن بجوید:
پس از ۷۰۰ مایل رانندگی از اهواز در جنوب غربی ایران، از انتهای شمالی رشته كوه های
زاگرس بیرون آمده به استان آذربایجان و دشت میاندوآب رسیده ایم. دشت، یكپارچه زیبایی است.
كلامی جز تحسین بر زبان بیننده جاری نمی شود، فقط می توانم بگویم: بهشتی بر روی زمین. پای تپه ها هر از گاه چادرهایی سیاه، نقطه هایی مدادین بر بوم سبز، خودنمایی می كنند. بهشتی بزرگ بر روی زمین: باغ های محصور در چپ و راست و انبوهی از شكوفه های رنگارنگ حاوی میوه های گوناگون. ما به منطقه «باغ عدن» وارد شده ایم، جایی كه كتاب مقدس در مورد باغ های سرشار از میوه در هر سوی آن سخن می راند، اكنون عدن پیرامون ماست. از كنار رشته كوه های كوچك می گذریم و درست روبه روی آن، پای كوهستانی دور دست، شهر تبریز در هاله ای از دود، تن به روز سپرده است.
پروفسور رول گفت: «به شما گفته ام كه اینجا محل هبوط آدم و حوا است، «بهشت عدن». هر شهر كوچكی در این اطراف حداقل یك دیوار بزرگ دارد، كه روی آن منظره ای با شكوه نقاشی شده است؛ یك كوه از كوه های خدا كه آبشاری از دل آن بیرون می ریزد و باغ های پرشكوه و مرغزاران سبز پایین آن را سیراب می كند. شش هزار سال پیش تمثالی مشابه، بر دیوار خانه «انكی» از خدایان سومر و همطراز «یهوه»، خدای عهد عتیق، به چشم می خورد. در آن زمان این منطقه به دو نام شناخته می شد: «آراتا» و «ادین». اما آیا واقعاً عدن مورد نظر كتاب مقدس، همین جاست؟ آیات ۱۰ تا ۱۴ فصل دوم عهد عتیق می گوید؛ عدن سرچشمه چهار رودخانه را در خود دارد: فرات و هیدكل و جیحون و پیشون.
در مورد دو رود اولیه بحث فراوان است اما پروفسور رول می گوید: «در این مكان رودی به نام آراز(ارس) در گذر است. این رود قبل از استیلای اعراب بر ایران در قرن هشتم میلادی، گیهون (جیحون) نامیده می شد و در قاموس های انجیلی این رود، گیهون- آراز ثبت شده است. چهارمین رودی كه در عهد عتیق از آن نام برده می شود، رود پیشون است كه دانشمندان معتقدند این رود همان رود اوزن است.
از سویی در روایت دیگری از عهد عتیق آمده است: «در سرزمین نود، كه شرق عدن است…» در این منطقه روستایی به نام نقدی وجود دارد. نام این روستا می تواند اثری از سرزمین نود (نود) باشد. جایی كه قابیل پس از كشتن هابیل، به آن جا تبعید شد.
پروفسور رول، محتمل ترین مكان عدن واقعی را همین منطقه می داند. كار مهم دیگر پروفسور رول، كنار هم گذاشتن و ایجاد توالی بر دریافت های مختلف و ساختن داستانی باشكوه از آن است. او نوح را در منابع مختلف پیدا می كند، تاریخی بر سیل بزرگ (توفان نوح) می گذارد و جایی را كه كشتی نوح به خشكی نشسته می یابد؛ نه، كشتی در كوه آرارات ننشست. پس از آن، مسیر سفر نوح را تعقیب می كند، به رشته كوه های زاگرس می رسد و از دشت سومر سر در می آورد. سومری ها كه اوج دورانشان هزاره های چهارم و سوم قبل از میلاد بود، مردمی شگفت انگیز بودند: نویسنده، مخترع چرخ، مصنوعات فلزی و دریانوردی. رول معتقد است كه این مردم برای نخستین بار معاهده تجارت دریایی را با شمال آفریقا منعقد كردند ، به مصر رفتند و نخستین فراعنه مصر شدند.
***
اهواز نقطه شروع سفر ما به عدن، شهری نفتی در جنوب رشته كوه های زاگرس است. شب قبل از عزیمت، پروفسور رول، منطق گزینش مسیر را بیان كرد.
سفر به صورت زمینی و از طریق دشت سومر در جنوب زاگرس آغاز شد؛ یعنی در جهت عكس همان مسیری كه سلاله آدم حركت كرده بودند.
پروفسور رول گفت: «اینجا، چنان كه كتاب مقدس می گوید؛ جایی است كه سلاله آدم پس از توفان نوح و سیل بزرگ در آن ساكن شدند. آثار سفالین به دست آمده، گواه خوبی بر آن مهاجرت فرهنگی رو به جنوب است.
قدیمی ترین سفالینه، مربوط به هزاره هفتم پیش از میلاد، از شمال زاگرس به دست آمده است. نسل بعدی سفالینه ها، از هزاره ششم، به سمت پایین تر و درون زاگرس سیر می كند. حدود ۲۰۰۰ سال بعد، نخستین سفالینه جدید در اوروك، دومین شهر روی زمین، پیدا شد. از آن به بعد ساختن ظروف سفالین با استفاده از چرخ كوزه گری و با سرعت زیاد انجام می شد و البته جنس آن از ظرف هزاره هفتم به مراتب نامرغوب تر بود.»
از جنوب زاگرس، سفر ما در مسیر عكس سفر سلاله آدم، از سومر به درون كوه های زاگرس، به سوی اولین مكان بشری یعنی عدن ادامه می یافت. در طول مسیر با آثار مذهبی و باستانی فراوان و اعتقادات و باورهایی كه گاه با كتاب مقدس شباهت داشت بر می خوردیم، از جمله داستان پیدایش آدم.
ساعت ۷ صبح بود كه از اهواز به راه افتادیم و در نور خورشید بامدادی، به درون منطقه كسل كننده نفتی راندیم كه هر گوشه آن آتشی دود آلود از چاهی برمی خاست. ما اكنون مسیر را به سوی عدن طی می كردیم كه در زمانی دور، یك مأمور ویژه سلطنتی آن را طی كرده بود. رول این مأمور را چنین توصیف كرد: «نخستین پیك (پستچی) جهان كه نخستین مكتوب سلطنتی را حمل می كرد.»
نخستین توقفگاه ما زیگورات چغازنبیل بود، تپه ای ساخت دست بشر، در جایی كه سابقاً عیلام نام داشت و در شمال سومر، واقع شده بود.توقف بعدی شهر باستانی سوسا (شوش، هزاره سوم پیش از میلاد) و معبد دانیال نبی(ع)، مردی از كنام شیران، بود. سوسا توسط ژاك دومورگان، مصرشناس فرانسوی، كشف شد.
پروفسور رول گفت: «این یكی از مهم ترین آثار باستانی برآمده از دل زمین در سطح جهان است. پس از گسترش اسلام در ایران در قرن هشتم میلادی بسیاری از مكان های خارجی به نام های عهد عتیق نام گذاری شد، نام هایی كه در قرآن نیز وجود دارد.» مسیر خود را در دامنه های زاگرس ادامه دادیم و به سرزمین عهد عتیق وارد شدیم. دهكده های زیبا با خانه های سنگی و خشتی، تپه های شخم خورده و مزارع گسترده. اینجا سرزمینی است كه گنجی عظیم در دل دارد، گنج تاریخ ،بعضی از روستاها بر سینه تپه ساخته شده اند، تاریخ آنها زیر تپه ها مدفون است.
آدم كه بود؟ رول چنین می اندیشد: «آدم نمادی است از كهن ترین  نیای آدمی، اولین انسان تاریخی، سردودمان بشر، رهبری معنوی و سیاسی. من فكر می كنم او نماینده اولین مردم ساكن بر زمین نیز هست، انسان های شكارچی كه پس از انقلاب پارینه سنگی آموختند حیوانات را رام كنند و در زمین، محصول بكارند.» اما شما می توانید این شخصیت های بنیانگذار را با نام های دیگری در قصه های باستانی ملل و ادیان مختلف ببینید. حوا در سفر پیدایش به عنوان مادر همه زندگان توصیف شده، همین توصیف برای نین هورساگ، بانوی كوهستان های سومری ها نیز به كار رفته است. از افسانه های سومری چنین استنباط می شود كه انكی از درخت ممنوعه خورد و نین هورساگ او را به خاطر این كار نفرین كرد. انكی در آستانه نابودی قرار می گیرد، دنده هایش به دردی سخت دچار می آید، اما نین هورساگ به رحم می آید و الهه ای به نام نین تی را برای شفای او می آفریند.
نین تی یعنی بانوی دنده، معنی دیگری هم دارد و آن بانوی زندگی است. این یك تجنیس سومری است. اما سفر پیدایش، معنی نخست را بر می گزیند، بنابراین آفرینش حوا را از دنده های آدم مطرح می كند.
منبع: نشریه Sunday Times ‎/ برگردان: حمید ذاكری
به آذربایجان وارد شدیم.عصر هنگام به تخت سلیمان رسیدیم. كوه طبیعی دیگری با دریاچه ای شگرف، بر بالای آن و جویباری جاری در پایین، سرچشمه زرینه رود. این محل، زیارتگاهی غیررسمی و تفرجگاهی برای خانواده هاست.
وقتی كنار دریاچه ایستادیم، خورشید، افق را لمس كرد. زمانی بعد، افق به رنگ برنز درآمد و ناگهان سیاه شد. شب بود كه به سوی تكاب می راندیم. فردا در عدن بودیم.
صبح روز بعد به دشت میاندوآب رسیدیم، جایی كه پیك باستانی ما نیز از آن گذشته بود؛ مقصد او شهر «آراتا» بود. شهری كه هرگز پیدا نشده است و بدین ترتیب ما به جایی كه گمان می رود قلب عدن باشد وارد شدیم، سپس از میان دریاچه ارومیه در سمت چپ و كوه سهند در سمت راستمان گذشتیم؛ دریایی از رنگ و زیبایی، و تبریز پیش رویمان بود.
این سومین باری بود كه پروفسور رول به تبریز می آمد اما پیش از این هیچ گاه در چنین تابستان روشن و گرمی در این شهر ندیده بود. او گفت: «آنجا را نگاه كنید. كوه ماورای شهر، بی شباهت به همه رشته كوه های زاگرس كه در طول مسیر دیده بودیم، قرمز رنگ است و در نور خورشید بازتابی سرخ گون دارد. رول گفت: «ببینید، كوه از خاك سرخ است. كلمه آدم در زبان عبری یعنی مرد خاك سرخ. هر اسطوره و افسانه ای باید ماده خام خود را داشته باشد.»
روز بعد به سوی باغ معهود در شرق عدن به راه افتادیم. ده مایل خارج از تبریز، یك بار دیگر در سرزمین عهد عتیق هستیم، اما نه در سرزمینی سنگی و سخت. اینجا تا چشم كار می كند زمین های صاف با خاك سیاه و مرتع های بزرگ است كه گوسفندان در آن می چرند و نیز روستاهایی با خانه هایی از خشت خام و باغ ها.
در كتاب مقدس از كوش نام برده شده كه رود گیهون از سرتاسر آن می گذرد. این مكان را كوشه داغ می گویند.
كوه سهند دریاچه كوچكی را در قله خود دارد. آب آن از درون یك دودكش آتشفشان قدیمی به بیرون می جوشد، جویباری از قله پایین می آید و از باغ عدن می گذرد و به دریاچه ارومیه می ریزد.
وقتی به كوه سهند نزدیك می شوید به شهر كوچكی به نام «اسكو» می ر سید. پروفسور رول گفت: «اگر شما یك قبیله شكارچی جمع كننده بودید (اشاره دارد به انسان های نخستین) و تمام منطقه را برای پیدا كردن جای مناسب برای زندگی گشته بودید، سرانجام همین جا ساكن نمی شدید؟ نعمات خداوندی در اینجا از حد بیرون است.»
سرانجام پس از گذر از همه این سرزمین باشكوه، رول سؤالی را كه من در انتظارش بودم از من نپرسید. اما اگر می پرسید پاسخ من این بود: «آری باور دارم كه اینجا باغ عدن است و زمانی كه به سرزمین خویش برگردم، با صدای بلند خواهم گفت: «آی مردم: من در باغ عدن بوده ام.»
ه “من در بهشت عدن بودم” به نوشته “پروفسور دیوید رول



+یازیلمیش چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت14:0توسط yagmur |